Friday, January 04, 2008
پژواک
به پایان رسیدیم، اما
نکردیم آغاز.
فرو ریخت پرها ـــ
نکردیم پرواز . . .
ببخشای
ای روشن عشق بر ما
ببخشای:
ببخشای اگر صبح را
ما به مهمانی کوچه
دعوت نکردیم
ببخشای
اگر روی پیراهن ما
نشان عبور سحر نیست
ببخشای ما را
اگر از حضور فلق
روی فرق صنوبر
خبر نیست . . .
نسیمی
گیاه سحرگاه را
در کمندی
فکنده ست و
تا دشت بیداری اش می کشاند
و ما کمتر از آن نسیمیم
در آن سوی دیوار بیمیم . . .
ببخشای ای روشن عشق ــ
ـبر ما ببخشای:
به پایان رسیدیم،
اما
نکردیم آغاز.
فرو ریخت پرها ـــ
نکردیم پرواز . . .
به پایان رسیدیم، اما
نکردیم آغاز.
فرو ریخت پرها ـــ
نکردیم پرواز . . .
ببخشای
ای روشن عشق بر ما
ببخشای:
ببخشای اگر صبح را
ما به مهمانی کوچه
دعوت نکردیم
ببخشای
اگر روی پیراهن ما
نشان عبور سحر نیست
ببخشای ما را
اگر از حضور فلق
روی فرق صنوبر
خبر نیست . . .
نسیمی
گیاه سحرگاه را
در کمندی
فکنده ست و
تا دشت بیداری اش می کشاند
و ما کمتر از آن نسیمیم
در آن سوی دیوار بیمیم . . .
ببخشای ای روشن عشق ــ
ـبر ما ببخشای:
به پایان رسیدیم،
اما
نکردیم آغاز.
فرو ریخت پرها ـــ
نکردیم پرواز . . .