Tuesday, July 31, 2007
این شعر از اون شعرایی که هر وقت مجبور می شم بخونمش، دچار دل گرفتگی مزمن می شم:
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم...
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم...
نظرها:
نظرات
سلام...
چندوقت بود نیومده بودم اینجا...چندوقت بود میخواستم کامنت بذارم اما ...بی صدا بهتر بود ... تو مثل یه تلنگری برام...
بیا به وبلاگم ...جاییه برای تنهایی ام
چندوقت بود نیومده بودم اینجا...چندوقت بود میخواستم کامنت بذارم اما ...بی صدا بهتر بود ... تو مثل یه تلنگری برام...
بیا به وبلاگم ...جاییه برای تنهایی ام
سلام...
چندوقت بود نیومده بودم اینجا...چندوقت بود میخواستم کامنت بذارم اما ...بی صدا بهتر بود ... تو مثل یه تلنگری برام...
بیا به وبلاگم ...جاییه برای تنهایی ام
Post a Comment
چندوقت بود نیومده بودم اینجا...چندوقت بود میخواستم کامنت بذارم اما ...بی صدا بهتر بود ... تو مثل یه تلنگری برام...
بیا به وبلاگم ...جاییه برای تنهایی ام
نظرات
