Monday, May 08, 2006
دلم گرفته، دلم عجیب گرفته،
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه های نارنج میشود خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در میان دو برگ این گل شب بوست،
نه هیچ چیز، مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند......
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست!
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه های نارنج میشود خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در میان دو برگ این گل شب بوست،
نه هیچ چیز، مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند......
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست!