Monday, January 02, 2006

 
تو و بدقولی، هیهات! یادت که نرفته هشت سال پیش و، تو باهام یه قرار گذاشتی، یادته؟ اون موقع من سهمم و انجام دادم و به عهدم وفا کردم.
ولی حالا دیگه نوبت توِ، منتظرم. نگو که یادت نمیاد، نگو که تو معامله ام مغبون شدم، نگو که اشتباهی اومدم؛
دیگه وقتشه، وقتشه که تو هم به قولت وفا کنی.
دیگه تو یکی که همه چیزو میدونی،
تو که میدونی بهم چیا گذشته،
تو که متهمم نمیکنی،
تو که فکر نمیکنی من خودخواهم یا...
پس
پاسخی ده به سلامم که دلم منتظر است..............

نظرها: Post a Comment

نظرات Œ

This page is powered by Blogger. Isn't yours?