Tuesday, November 22, 2005

 
بنده، موجودیم با ظاهری آروم و به قولی گوش تلخ، و یه زبون الکن؛ برای همین، همیشه در ابراز احساسات نسبت به دیگران دچار مشکلم! یعنی شاید اصلاً این کارو بلد نیستم.
با این مقدمه، اومدم بگم دیروز بعد از مدتها یه خبر عالی بهم رسید، فهمیدم که آرین عزیزم یه آرزوش رسیده،آرزویی که دیگه داشت تبدیل به رویا میشد. اونقد خوشحال شده بودم که به هر کی میرسیدم دلم میخواست بهش بگم بدون توجه به این که اصلاً آرین و میشناسه یا نه!
نمیتونم بگم از ذوق چه حالی دارم ،همونطور که طی سالای گذشته نتونستم بگم از غصه اش ، تو دلم چی میگذشته!

نظرها: Post a Comment

نظرات Œ

This page is powered by Blogger. Isn't yours?