Thursday, March 03, 2005

 
احتمالاً داستان اون خیاط رو شنیدین که ادعا میکرد میتونه برای پادشاه لباسی بدوزه که هر کسی نمیتونه ببینش، فلسفه اون داستان که چیز دیگه ای بود،ولی حالا خودمونیم چشم بصیرتم چیزه خوبیه ها!که خیلیا ندارن و در دیدن ساده ترین چیزا به درد سر می افتن،مثلاً همین فونت وبلاگم که عوضش کردم و میدونم خیلیا از دیدنش عاجزن! ظاهراً قسمت در این بوده که من ناخواسته سبب خیر شدم تا خلق الله خودشون محک بزنن تا ببینن چند مرد حلاجن!

نظرها:
اولاً که تبریک می‌گم: بالاخره شما هم سبب خیر شدین!

ثانیاً که، حدس می‌زدم این «سبب خیر شدن» تون «ناخواسته» بوده باشه!

ثالثاً، این تغییر چنان چشم بصیرتی می‌خواسته که حتی template تون هم نداشته! ببینین:

font-family:Tahoma,Nesf,Tahoma,"Trebuchet MS",Trebuchet,Verdana,Sans-Serif

پس یا خود قلم تاهوما رو عوض کردین و یا همون جور که احتمالاً می‌شد پیش‌بینی کرد، دو بار «وصف» کردین!
 
Post a Comment

نظرات Œ

This page is powered by Blogger. Isn't yours?