Tuesday, February 08, 2005

 
این روزها همین طور کتره ای این دل بی صاحب مانده هر از گاه می گیرد و ول میکند،الان هم موقع خسوفش نزدیک شده و به قول آن شاعر گاهی آبی ،گاهی خاکستری، گاهی سیاه،آن ابر خاکستری عنقریب است که ببارد و امروز دیگر نه رد پا انداختن به آن همه برف بکر دست نخورده،نه فرو رفتن تا زانو در برفها و نه هیچ چیز دیگر مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند و "فکر می کنم که این ترس موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد......."

نظرها: Post a Comment

نظرات Œ

This page is powered by Blogger. Isn't yours?