Thursday, December 30, 2004
امشب نمیخواستم چیزی بنویسم ولی وقتی یادم اومد که دقایق زیادی از سال 2004 نمونده فکر کردم که دم غنیمت بشمرم ،خدا را چه دیدی شاید تو سال دیگه، دیگه نشد نوشت!یادمه یه روزی وقتی راجع به سال 2000 ترانه ها می سرودن و پیش بینیا می کردن،اونقد برام دور بود و دست نیافتنی که فکر میکردم اوووه حالا کو تا اون موقع!با کلی توقع اتفاقات خارق العاده و عجیب و غریب که منتظر بودم با خودش همراه داشته باشهو در مورد خودمم که فکر می کردم اون موقع دیگه خیلی پیرم!ولی خوب با گذشت زمانی تقریباً به اندازه یه چشم هم زدن سال 2000 اومد و رفت و مارو جا گذاشت که هیچ سال 2004 هم اومد ورفت .....هیچ کدوم از اتفاقات عجیب غریبم نیفتاد،(نشد که روزای تعطیل بریم ماه یا....) یه چیز دیگه ای ام نشد درضمن چون اصلاً برام مهم نیست گفتنشو ضروری نمیبینم!