Monday, November 22, 2004

 
اصلاً فکر نمیکردم یه روزی "صافی"لازم شم! نه چون خیلی صافما!چون خیلی ناصافم و ناخالصیا اونقد درشته و زیاد، که به این حرفا و با این
صافیا خالص نمیشه! حالا یه آدم خیَر پیدا شده و مارو به زور از صافی رد کرده! ولی غربالش درشت بوده و خوب عمل نکرده! میگم که
کار ما از این حرفا گذشته و واگذار شده به کرام الکاتبین ! شمام بیاین بیخیال ما شین...
ولی میدونین چیه؟با این یه دنبا ناخالصی که علاجشم تنها به دست آخر طبیب عالمه! ولی هنوز به اونجا نرسیدم که با دوستامم بله...
اونم چه دوستایی؟ دوستایی که روزای خوش نیمکت نشینیو بازی با جوهرو باهشون تجربه کردیم
واقعاَ کم آوردم.......


نظرها: Post a Comment

نظرات Œ

This page is powered by Blogger. Isn't yours?