Tuesday, November 09, 2004
امشب بدجوری بیخوابی زده به سرم،شاید اثراین بارون جانانه ای که امشب اومد و منویاد سرزمین شمالیم انداخت.بارونش بیشتر شبیه بارونای بهاری بود تا پاییزی!برا همینم منو بیدار کرد!عوض اینکه به خواب ببره .بیدار شدم که تفکر کنم شایدم تهجد،خلاصه از فرصتام به نحو احسن........!اه این چند وقته اینقد حرفای خوب و مثبت شنیدم که دیگه اگه حتی یه کلمه ام راجع به فضیلت و کمک و همنوع و انسان دوستی و کار خیر و.....بشنوم دیگه سر میرمو .....
اصلاً میدونین چیه، من یکی که برا بد ی و رذالت انگ می اندازم ، پستی اینقد خوبه... اصلاً هم سمبلیک و کلیشه ای نیست، تنوعش خیلی بیشتره !، توش تحقیر هم نیست، جلب ترحم هم نیست اونم به هر قیمتی !،له کردن شخصیت، هویت و موجودیت دیگرانم نیست،تظاهر هم نیست،لالایی برا بقیم نیست،......
اصلاً میدونین چیه، من یکی که برا بد ی و رذالت انگ می اندازم ، پستی اینقد خوبه... اصلاً هم سمبلیک و کلیشه ای نیست، تنوعش خیلی بیشتره !، توش تحقیر هم نیست، جلب ترحم هم نیست اونم به هر قیمتی !،له کردن شخصیت، هویت و موجودیت دیگرانم نیست،تظاهر هم نیست،لالایی برا بقیم نیست،......