Friday, June 11, 2004

 
عجب هوایی! دم کرده و خفه. خوب دیگه حال و هوای آخر خرداد همینه دیگه. این حال و هوا منو یاده خرداد 69 میندازه. اون روزام هوا همینطوریا بود. ملتم مثل الان تو تب فوتبال میسوختن که زلزله گیلان باعث شد تبشون زود عرق کنه و بیان تو عالم هوشیاری! با یه تفاوت جزئی که اون جام جهانی بود و این نیمه جهانی! ولی اون چیزی که می خوام بگم حکایت زلزله و این که همیشه آیا باید تکون به اون شدیدی بخوریم تا مستی از سرمون بپره نیست این قصه ها تکرارینو حکمشم برا من حکم رطب خورده و این حرفاس...اونی که میخوام بگم یه تفاوت گنده اس که بین این همه شباهت تو ذوق میزنه!!! تفاوتی بین "من" امسال و" من" اون سال............................
البته اینم از اون قصه هاس که در حالت عام تکراریه ولی تو شکل خاصش جدیده یعنی برای هر کدوم از ابنا بشر که فقط یه بار پیر میشن تازگی داره!!!!
خوب ما هم که از این قاعده مستثنا نیستیم.
تغییر اونقد تدریجی و زیر پوستی اتفاق می افته که اصلا نمی فهمی چی شد !!!فقط همین قیاسه با گذشته اس که یه الارم گنده بهت میده و به فکر وامیدارت
بعدشم خوب که نگا میکنی رد پای زمانو رو چهره ات میبینی بهتر که نگا میکنی به تحلیل رفتن کلی از قوای جسمیتم اعتراف میکنی به این که کم آوردی بدجوریم.... آقا بنده ام کم آوردم تو همه چی .....حتی تو تموم کردن این مطلب!!!!

نظرها: Post a Comment

نظرات Œ

This page is powered by Blogger. Isn't yours?